محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

140

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

دربارهء خداوند بسنده مىكند و ذكرى از نام آن پادشاه در ميان نمىآورد ، زيرا ذكر نام او بر عبرتى كه آيه در صدد بيان آن است ، چيزى نمىافزايد . اين مناظره به سبكى كاملا شگفت‌انگيز در باب آن پادشاه جدل پيشه ، بر پيامبر اكرم و مسلمانان عرضه مىشود ، همو كه دربارهء خداوند با حضرت ابراهيم جدل كرد ، سبك آيات چنان انسان را شگفت‌زده مىكند كه گويى چشم انداز اين گفت‌وگو از لابه‌لاى تعبير شگرف قرآنى بيان مىشود « 1 » . در تفسير المنار آمده است : استاد امام ( محمد عبده ) مىگويد ( آن را به محققان منتسب مىدارد ) : كلام به ما قبل خويش پيوسته است و چون نيك در آن بنگرى ، چنان است كه گويى مىگويد : به ابراهيم بنگريد كه چگونه با در ميان آوردن برهانهاى ارزشمند و بيرون رفتن از شبهات عرضه شده بر او به ولايت الهى راه مىيابد و از سوى خداوند ، از نورى برخوردار مىشود . باز بنگريد به كسى كه در ولايت طاغوت مىگريزد و از نور برهان بىبهره مىماند و از تاريكيهاى شبهه و شكوك به ترديدى ديگر مىگريزد . مفسران گفته‌اند كه استفهام در آيهء « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ » براى ايجاد شگفتى از احتجاج و غرور و نادان همراه با انكار آن جدال پيشه است « 2 » . سيد قطب مىگويد : آن پادشاه كه با ابراهيم در باب پروردگارش محاجه كرد ، در اصل منكر وجود خداوند نبود ، بلكه منكر يگانگى خداوند در دو وصف الوهيت و ربوبيت بود و به اين باور نداشت كه او به تنهايى در هستى تصرف مىكند و جريان امور هستى تنها بر محور اراده و تدبير او مىچرخد ، چنان كه برخى از مردم منحرف در زمان جاهليت نيز به وجود خداوند معترف بودند ، امّا براى او همتايانى مقرر مىداشتند كه در عرصهء زندگى خويش براى آنها تأثيرى قائل بودند ، همچنين باور نداشتند كه حاكميت تنها از آن خداست و در امور دنيا و قانون جامعه حكم ، تنها حكم اوست « 3 » . امّا استاد عبد الوهاب النجار معتقد است كه از قصهء حكايت شده در قرآن كريم چنين بر مىآيد كه آن قوم پادشاهشان را نيز همراه با خدايانشان مىپرستيدند ، چنان كه احتجاج در گرفته ميان ابراهيم و آن پادشاه بر همين حقيقت دلالت مىكند و وى از ابراهيم مىخواست كه از آئين نوين خويش دست بردارد ، آئينى كه مخالف ديانت قوم اوست ، آنگاه او و خدايان او را بپرستد « 4 » .

--> ( 1 ) . فى ظلال القرآن ، 1 / 297 . ( 2 ) . تفسير المنار ، 11 / 39 . ( 3 ) . فى ظلال القرآن ، 1 / 297 . ( 4 ) . عبد الوهاب النجار ، پيشين ، ص 81 .